معين الدين محمد زمچى اسفزارى
172
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
و « ميمنه » و « قيصار » و غير آن . و « مرغاب » و « مروجاق » نيز ولايتى بغايت نافع است و مردم هرات را از آنجا تمتع بسيار است از اغنام و مواشى و غله و كنجد و محصولات ديگر خصوصا برنج آنجا بتكلفى مىشود كه در سفيدى و پاليدگى « 1 » و پاكيزگى و شفافى برنج گلبار را كلهبار « 2 » است چنانچه بهمهء ولايات خراسان از آن برنج مىبرند . ديگر از شهرهاى نامور و ولايات معتبر خراسان بلده « 3 » « مروشاهجان » است كه تختگاه پادشاه با انتباه سلطان سنجر سلجوقى بوده ، و آن دو مدينه است يكى مرو كهنه كه سلطان سنجر مذكور ساخته و حالا ويرانست و گنبد مرقد او آنجاست و آن از عظايم عمارات ممالك عالم است و همچنان در غايت استوارى است كه خلل را بدان
--> ( 1 ) - پاليده : بر وزن ناديده : صاف شده و صاف كرده . و خلاصه را گويند . فرهنگ جهانگيرى . ( 2 ) - برنج گلبار را گلهبار است : كلمهء گلبار در نسخهها بكاف تازى و ياء مثناة تحتانى نوشته شده اما ظاهرا اين كلمه ( گلبار ) بگاف پارسى و باء موحده تحتانى است و ( گلبار ) نام محلهءايست از محلات شهر اصفهان و نام بلوكى است از بلوكات آن شهر كه برنج آن بسيار خوب و در خراسان مرغوب و مشهور بوده است . و ( گله ) : بضم گاف پارسى و فتح لام و اخفاء هاء : زلف و موى مجعد و پيچيده . غوزهء پنبه . و بكسر اول : شكايت . و يا ( كله ) : بفتح كاف تازى : گوئى كه گاه خنده بر چهره و رخسار جوانان خوبروى افتد . امير خسرو گويد : چون خنده در آن لعبت دلخواه افتد * چه در كله افتد و مرا آه افتد . فرهنگ . جهانگيرى . آنندراج . و معنى عبارت : ( برنج گلبار را گله بار است ) كه صنعت بديع تجنيس در آن به كار رفته است . برنج گلبار با همه خوبى پيش برنج مروجاق گله بار آورد . يا برنج مروجاق نسبت به برنج گلبار همانند گوى چهره و رخساره خندان خوبرويان است و چنانچه آن گوى از رخسار زيباى خوبرويان زيباتر است برنج مرو نيز از برنج گلبار بهتر است . و يا برنج مرو مانند غوزهء پنبه است . ( 3 ) - مج : معتبر خراسان بلدهء مرو . مك : معتبر مرو .